حقیقت حقوق زن و عصر مدرن ؟؟؟



      اول تر از همه باید گفت که مطابق دکشنری اکسفورد مراد از حقوق زنان آن حقوقی است که مقام و مرتبهٔ قانونی و اجتماعی آنها را با مردان برابر و مساوی میکند بطور مثال حق رأی دادن ، جایداد و سایر حقوق. و مراد از مدرنیزه کردن حقوق زن یعنی عصری ساختن یا چیزی را به طریقه و کردار جدید برابر کردن است مثلاً نظریات خویش را با خواسته های عصر جدید برابر کردن.

      نظریات، بیانات و نتایجی که ماهرین چه شرقی و یا غربی بی تجربه در مورد چگونگی زندگی زنان ارا می دارد هیچ اهمیت و ارزش ندارد. این ها نظریات گوناگون درمورد ذات و خلقت زنان ارا کرده اند که عده انها انان را جلوه خوب و تعداد دیگر آنها را یک پدیده زشت و بد تصور میکنند. البته این بخاطری است که در عصری مرد سالاری که در جهان جریان دارد این گونه نظریات ارا می شود و زنان هم که خود را ناآگاه ، بی خبر،کمزور، بی بس و ناتوان میگرد و هیچگونه واکنش در برابر نظریات آنها نشان نمی دهد. علت سکوت زنان شاید زیاد باشد و یکی از علت ها به نظر من دین است، ولو که هر دین باشد جز دین اسلام که حقوق زن را در نظر گرفته، ولی حقوق زن را ما باید در دساتیر اسلامی جستجو کنیم نه در کردار های شخصی افراد یا از طرز عمل جوامع مختلف نتیجه گیری کرد.  بخاطریکه ما هنوز دین را سراغ نداریم که بطور مطلق حقوق زنان را رعایت کرده باشد، در دین اسلام همچنان تفاسیرزبان مردانه که از متون مقدس صورت گرفته بخاطری بلند بردن سویه خود زنان را پایین آورده تا بدین طریق بتواند حکمروای کند سر یک قشریکه در طول تاریخ مظلوم و خاموش بوده و از علم و آگاهی بی بهره بوده . و شاید اگر بگوییم علت خاموشی ایشان قدرت است که در دست مردان بوده و از او قدرت و توانایی زنان محروم اند. این رابطه ایست مثل رابطه حاکم استبدادی و رعیت، حاکم در راس حکومت قرار دارد و آنچه خواست اش است حکم میکند و احکام خود را پوره میسازد ولوکه به جبر و زور هم باشد. و رعیت ناگذیر اند که آنرا بپزیرد و اگر نی گرفتار به مشکلات و مصایب گوناگون و حتی محکوم به مرگ می شود.

     وقتی دین هندوی ،جینی و بودای را مشاهده می کنیم باز هم محدودیت های را درمورد زنان می بینیم که این محدودیت ها نظر به مرور زمان تغیر یافته و امروز زنان در بخش های مختلف زندگی مصروف کار ها اند. به همین طور وقتی بایبل را مشاهده می کنیم در آن نیز زنان را بی روح خوانده و علت گناه نخستین آدم را بی بی هوا و نارضایتی الله تعالی  دانسته اند و مادر شدن زن برایش زلت است و این برایش سزا است… ولی با آن هم زنان بعضی از حقوق را توانسته اند بدست آورد که نیاز عصر مدرن است. مسلمانان نیز عقیده دارد که متن قرآن مجید و آیات آن دایمی و همیشگی است و از هر نوع تغییر، تبدیل و تحریف منزه و پاک است، و این قوانین اسلامی اصل درخشان برای دختران عربستان که زنده به گور می شدند بوده، نه تنها این بلکه موثر برای برده گان و دیگر در از بین بردن انواع از فساد بوده ولی بعضی اوقات در تفسیر و شرح آیات قرآنی و احادیث نبوی اختلاف رای پیدا می شود، و ما به انواع از تفاسیر مواجه ایم. ولی باید متذکر شد که آیا در تفسیر و شرح متون مقدس عالمان دینی زنان هم وجود دارد؟ یا خیر؟ این تفاسیر است که آقایان برای ما ارا می کند و بدون اینکه ما فهم از متن مقدس داشته باشیم قبول میکنیم.و علت اش هم زبان متون مقدس است که عربی است، که از عهده هر کس برآورده نه میشود. ولی با آنهم دین مقدس اسلام با زن حقوق و عزت را در نظر گرفته که در دیگر ادیان مانند آن وجود ندارد. مانند زن حق مالکیت دارد، حقوق اجتماعی زن که در چهار حیثیت یعنی دختر،خواهر، مادرو خانم حقوق آنها جدا جدا بیان گردیده اند، حقوق تعلیمی آن وغیره و برای کار کردن زنان هم اجازه داده ولی با رعیت دستورات اسلامی و ساحه کاریکه با آنها اجازه داده جدا از مردان.  سوال اینجاست که آیا این قوانین کامل است برای زنان ؟ در عصر حاضر این دستورات تا چه اندازه رعایت می شود؟ آیا این قوانین که برای زنان و مردان وضع شده پاسخگوی عصری مدرنیته است؟ آیا این همان قوانین است که ثابت و تغیر ناپذیر اند؟ آیا این قوانین نیاز به نو آوری ندارد؟ آیا زنان ازین قوانین پشتیبانی میکند یا خیر؟

نویسنده: شازیه جان

Categories

Meta